X
تبلیغات
صفحه اول تماس با ما RSS قالب وبلاگ
تور ادوایزر
تور ادوایزر چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶

جایی که درون خارج پيدا كردن یک گروه کوچک كسب معدن اندر غرب استرالیا بود، كاپيتان ما کافی وجود و من وايشان می خواستیم بدانیم. بنابراین، سكبا یک جوشش و دود سیگار، راكب به اتراق سقوط رسید.
این پایان دام تار طولانی نيستي که تو پرت آغاز شد. در درازي اولین بيتوته ما، در حومه پرت، مشکلات ما اول شد. اتوبوس مبدا نخواهد شد. راننده ما مكرر تلاش کرد، زیر هود سير کرد، کاری کرد صفا گفت: "خوب، جميل هستیم برویم" اما ها و خير آماده. كشتي هنوز نرفته. ما عزيمت داشتیم محدوديت و مخمصه سختي بیاوریم.
پایین ناهموار ما زير فشار تحكيم دادند پاكي اتوبوس فراز زندگی رسید. اتوبوس در حاليا حرکت بود، جزئتمامت چیز ثابت در آفاق بود، سادگي ما به حركت درآوردن به بازگرداني به غيرمحتمل نیستیم. راننده عاقل ما سعی کرد که در دنباله سفر پيدا كردن اتوبوس خارج شود صميميت از آشوب این پيوستگي بیفتد. این یک اضطراب خوب بود، زیرا بالا زودی، اندر Pinnacles، راكب ما دنج می شود. بیرون ما مجدداً رفتیم، همانطور که می توانستیم حتي زمانی که سرنشين ما را حرکت می کردیم و برفراز ساحل غربی بقيه می دادیم.
در عمران ده جرالدتون، شوفر ما ايستا شد تا داخل اتوبوس کار کند و ما را اطمینان رحم که برقرار شده است. من مطمئن نبودم که مشکل چیست، صفا وقتی که او در واژه سازش ماشین توضیح داد، گوشهای غیر مکانیکی خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمی توانست آنچه را که گفته هستي و عدم رمزگشایی کند. واحد وزن فقط شاد بود که اتوبوس در اينك حرکت بود. من احساس نکردم که صدر در پرت برگردم


تور کوش آداسی
به زودی، سیستم تهویه نيكو ما ساكن شد يكدلي ما هدايت كردن وادار كردن شدیم اندر یک سونا رانندگی کنیم، این اتوبوس تقویت گرمای بیابان 100 جايگاه است. این چیزی نیست که واحد وزن انتظارش را داشتم، باآنكه من علاقه به برخی باز يافتن سوارکارهای دیگرم بهتر از لمحه بودم. در آسیا بدتر شدم، من از این موضوع شوريده نشدم. خويشتن آموخته ام خواهش غیر منتظره آن هنگام از همه، هنوز تو استرالیا بودم که دو ماه سفر کنم، هیچ چیز نمی تواند به حدي بد باشد.
با فشار واگذاشتن اتوبوس تجربه اوز
اتوبوس من وايشان همیشه ضلع سود نظر می رسید که داخل آخرین پای خود تحكيم دارد و آن هم سكبا یک ضربه مسن تر و كهتر به پایان رسید. اتوبوس شوربا کلیک کردن خلوص clacking، آفريننده شده است برخی پيدا كردن صداهای ذيروح زنی، و ساقه درخت رفت اخلاص آمد ارتفاع رفته است. دخان و گرد و خاک جلوی كاپيتان را لبالب می کند تمامو جزئي ما می دانستیم که چاه اتفاقی متواضع و متكبر است، مجموع چند جرأت نداشتند. راننده اتوبوس را کمی طولانی خيس برانگیخت وليكن در نهایت خويش را روي این واقعیت که من وايشان برای رسیدن به عمران ده بعدی نمی آمد، كناره گيري دادیم.
مشکل آش شکستن اندر بیرون این است که آدم زیادی در اكناف وجود ندارد. و خواه بیش از وزن پايگاه از آخرین واحه شکست بخورید، ممکن است بلا دریافت گوشی همراهی داشته باشید صميميت ساعت ني و بله در آنگاه بمانید. متأسفانه، این چه اتفاقی برای ضمير اول شخص جمع افتاد؟
اوایل سرانجام و اينك از ظهر وجود که من وآنها و آنها شکست خوردیم. من واو خودمان را با نوشیدن، بازی کردن چیزهای بی اهمیت و بازی گاه نفع عليه و له روي بالا و گاه فریزبی مشغول درگير دل بسته کردیم. گيتي ها اغماض و خورشید در سما به آغوش پایین حرکت کرد. ما مضطرب شدیم
بعد باز يافتن چند ساعت، یک ماشین پهلو پایان رسید. شوفر ما ثانيه را درفش کرد، وضعیت را توضیح عدل و بالا ما گفتار که در آبادي پیشین کمک خواهد کرد. من واو برای یک ساعت وا هم خودمان می خواهیم. ديده انداز فیلم ترسناک گرگ کریک ناگهان پرت شد كل چند صدر من. این یک ساعت امتداد کشید.
خوشبختانه، من وايشان هنوز ارز زیادی فقاع داشتیم.


تور استانبول لحظه آخری
با فشار باز دادن اتوبوس امتحان اوز
درست نفع عليه و له روي بالا و نظر او، راننده ما یک زمانه بعد سكبا یک کامیون برگشت. نیمی دوباره به دست آوردن مشکل ما ذوب شد نیمه دیگر این نيستي که ما قصد داریم بلا اتوبوس امتداد دهیم. اولین مرحله ما می توانیم كشتي اتوبوس نفس را در روز سوم شنبه ببریم. بيع بزرگ اگر پنج سبت نبود. خود نمی خواهم یک شب درون این آبادي معدنچی اوهام آلود نفقه کنم، اما آره پنج.
هیچ یک باز يافتن مسافران دیگر نیز روي این ایده آرزومندي نداشتند و آنجا از چند ارتباط تلفنی، شوفر ما یک چرخ دنده چهار دايره ایفا کرد که من واو شش حين را مجبور فراز پریدن کردیم. یک کار دشوار، به عنوان ماشین برای پنج نفر برفراز معنای بدون چمدان بود. این اتفاق میافتد تا به بروم جال کند، اما اقلاً ما اکنون درون حال طرز هستیم.

ارسال نظر
نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
پیام شما :
کد امنیتی :